استان سیستان و بلوچستان استانی در جنوب شرقی ایران است که دارای جمعیت ۲٬۷۷۵٬۰۱۴ نفر می‌باشد و پس از کرمان، دومین استان پهناور ایران به‌شمار می‌رود. این استان بیشتر آب و هوای گرم و خشک دارد اما در عین حال از گوناگونی آب‌وهوایی و اقلیمی ویژه‌ای برخوردار است و مناطق کوهستانی، جنگلی و باتلاقی نیز در این استان پهناور به چشم می‌خورد.

زاهدان مرکز این استان از طریق راه‌آهن با میرجاوه و پاکستان ارتباط دارد و از سوی کرمان هم به راه‌آهن سراسری ایران متصل است.

استان سیستان و بلوچستان با داشتن موقعیت راهبردی بازرگانی و ترانزیتی و دارا بودن کشاورزی و باغبانی (به ویژه میوه‌های استوایی و گرمسیری) و همچنین جاذبه‌های فراوان تاریخی و طبیعی و نیز صنعت در حال رشد از توانایی و ظرفیت بالایی برای توسعه و آبادانی برخوردار است. اگرچه در دهه‌های اخیر، کشف منابع طبیعی و معدن‌های بزرگ در استان رخ داد اما ایجاد صنایع در آن، با مشکل روبرو بوده و فقر در این استان گسترش یافته‌است. آموزش در این استان نیز با مشکل روبرو شده‌است و رسانه‌ها از «آمار تکان‌دهندهٔ محرومیت تحصیلی در سیستان‌وبلوچستان» و «نبود امکانات اولیه برای تحصیل در مدارس این استان» نوشته‌اند. مردم این استان از دید امکانات ورزشی و سرگرمی نیز محروم هستند. کمبودهای بهداشت و درمان در این استان، بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته‌است. در تیر ۱۴۰۰، استاندار سیستان و بلوچستان گفت که با «کمترین امکانات در حال مقابله با موج جدید کرونا هستیم» و اعلام کرد که ۱۰ شهر این استان، بیمارستان ندارند. زنان این استان از نظر سواد، درمانی، اجتماعی و رسانه‌ای دچار مشکلات جدی هستند.

در برخی نقاط استان افراد برای دستیابی به آب باید حدود ۴ کیلومتر راه طی کنند تا بتوانند از آب آشامیدنی استفاده کنند.

نامگذاری

سیستان که تغییر یافتهٔ سجستان یا سکستان است به «معنای سرزمین قوم سکا» است. قوم سکا نزدیک ۲۵۰۰ سال پ.م. به حاشیهٔ رودخانهٔ هیرمند آمدند. پس از یورش سکاها به این منطقه، نام پیشین زرنج یا زرنگ به سکستان تغییر یافت.

در گذشته زمین‌هایی با تپه‌هایی از ماسه‌های روان و رسوبات دریایی بوده که بخشی از آن در مسیر رودخانهٔ هیرمند قرار داشته‌است. با کم شدن آب رودخانه بر بزرگی خشکی‌های پیرامونش افزوده شد و با اتصال دو آبادی نخستین به نام‌های ناصر آباد یا شهر ناصری و حسین‌آباد، آبادی بزرگی تشکیل می‌گردد که در سال ۱۳۱۴ خورشیدی بر پایهٔ مصوبهٔ هیئت وزیران، آن آبادی را زابل نامیدند و در سال ۱۳۱۶ خورشیدی نیز به مرکز سیستان تبدیل شد و نام سیستان به بلوچستان افزوده شد.

نامگذاری بلوچستان (مکران)

منطقهٔ بلوچستان در قدیم به نام ماکا، ایالت چهاردهم ایران در دوران امپراطوری هخامنشی بوده‌است که سپس در دوران پسین به مکران، تبدیل و احتمال می‌رود که پس از تسخیر توسط نادرشاه افشار (۱۱۶۰–۱۱۰۰ ه‍.ق) این ناحیه به بلوچستان تبدیل شده‌است.

فردوسی در شاهنامه به مکران اشاره کرده‌است هنگامی که فرماندهٔ سپاه قوم کوچ وبلوچ به نام اشکش به مکران می‌رود:

پس گستهم اشکش تیز گوش /که بازور و دل بود و با مغز وهوش

' 'سپاهش زگردان کوچ و بلوچ /سگالیده جنگ وبرآورده خوج

کسی درجهان پشت ایشان ندید/برهنه یک انگشت ایشان ندید

' 'درفشی برآورده پیکر پلنگ /همی از درفشش بیارید جنگ

چو آگاه شد اشکش آمد براه/ ابا لشکری ساخته پیش شاه

همه تیز و مکران بیاراستنند/زهرجای رامشگران خواستند

پیشینه

پیش از اسلام

در شهرستان سراوان، تپه ای سنگی وجود دارد که مردم محلی از قدیم به آن کوه مهرگان می‌گویند و از اجداد خود نقل می‌کنند که در روزهای معین مردمی بالای این تپه آتش می‌افروختند و مراسم نیایش اهورامزدا به جای می‌آوردند. در محدوده آن نیز سنگ نگاره‌هایی یافت می‌شود که مربوط به دوران شکار و پیش از پیدایش زبان می‌باشد. بیشتر آثار تاریخی پیش از اسلام از بین رفته‌اند و تنها خرابه‌هایی از آن برجا مانده‌است.

سیستان و بلوچستان از دو ناحیه سیستان (زابل شهرهای اطراف ان) و بلوچستان (سرحدومکران - سرحد شامل زاهدان خاش وتوابع ان مکران شامل سراوان نیکشهر ایرانشهر تا چابهار) تشکیل شده‌است. سرزمین اساطیری سیستان که قسمت شمالی استان را در برمی گیرد، در کتاب اوستا، یازدهمین سرزمینی است که «اهورامزدا» آفریده. سیستان همچنین زادگاه رستم دستان قهرمان حماسی شاهنامه فردوسی می‌باشد. تاریخ نگاران سیستان را به گرشاسب، یکی از نوادگان کیومرث نسبت داده‌اند. د. «نیمروز» نام دیگر سیستان است. همچنین بنای بیشتر شهرهای سیستان را به پهلوانان اسطوره‌ای ایران چون زال، سام و رستم نسبت داده‌اند. زمانی سیستان جزو متعلقات دولت ساسانی به‌شمار می‌آمد که به دست اردشیر بابکان فتح شد و در سال ۲۳ هجری قمری، مسلمانان عرب این سرزمین را فتح کردند.

اولین فرمانروای معروف ایرانی این سرزمین بعد از اسلام، «یعقوب لیث» صفاری بود. همچنین یعقوب لیث صفاری پس از شکست اعراب، زبان فارسی را به عنوان زبان رسمی کشور اعلام کرد بعد از صفاریان، سامانیان، غزنویان و سلجوقیان نیز هر یک، مدتی در این سرزمین فرمان رانده‌اند.

سرزمین سیستان دارای مکان‌های باستانی و دیدنی فراوانیست مانند کوه خواجه که نام دیگر آن به زبان پهلوی (اوشیدا) است و به معنای کوه ابدی است. این کوه تنها بلندی دشت سیستان است و مورد تقدس زرتشتیان هم قرار دارد زیرا آنان بر این باورند که پیامبر دین زرتشت از آنجا ظهور می‌کند. در کوه خواجه آثاری از سلسله‌های اشکانیان، ساسانیان و حکومت‌های اسلامی بعد از آن‌ها برجا مانده‌است.

سرزمین مکران که یونانی‌ها آن را «گدروزیا» نامیده‌اند. در زمان قدیم در سرزمین مکران باتلاق بسیار وجود داشت و «اراینا» یا «ایرینا» در زبان سانسکریت به معنی باتلاق است و برخی معتقدند از ترکیب این کلمه با کلمه «مکا» کلمه‌ای پدید آمد که به مرور زمان به مکران تبدیل شد.

در فرهنگ معین دربارهٔ قوم بلوج آمده‌است: «قومی صحرانشین و مقیم مکران، طوایف خارجی در آن ناحیه نسبتاً نفوذ نکرده و ایشان در برابر بیگانگان مقاومت نموده‌اند. آنان زبان خاص خود را دارند که به مکرانی معروف است در تپه‌های مکران آثاری به دست آمده‌است که تاریخ این سرزمین را به سه هزار سال پیش از میلاد می‌رساند.

در زمان خلافت خلیفه دوم، این سرزمین به وسیله عرب‌ها فتح و یکی از سرداران عرب به عنوان حاکم آن منصوب شد، ولی در اثر مخالفت‌ها و جنگ‌های مردم مکران با وی، سرانجام این سرزمین را ترک کرد. در سال ۳۰۴ هجری قمری، سرزمین مکران به وسیله دیلمیان فتح گردید.

در زمان حکومت سلجوقیان در کرمان، منطقه مکران نیز توسط آن‌ها اشغال و تابع کرمان شد بعد از حکومت نادر، مکران اسماً جزو ایران بود، اما حکومت مرکزی تسلط کاملی بر آن نداشت.

جنگ جهانی اول

در نخستین روز اکتبر سال ۱۸۷۷ ژنرال ریجنالد ادوارد هری دایر به بهانه همکاری سرداران بلوچ با قوای آلمانی به بلوچستان حمله کرد. هنگامی که کمپانی هند شرقی بر هند و پاکستان امروزی مسلط شد و منطقه کلات و بلوچستان پاکستان به تصرف انگلیسی‌ها درآمد، سرداران بلوچ برای اهداف استعماری انگلیس مانع‌تراشی می‌کردند. آنها با حمله به کاروان انگلیسی‌ها مانع حضور انگلیس در سرحد بلوچستان شده بودند. در این زمان انگلیس به فکر کشیدن خط آهن به بلوچستان ایران بود. مهم‌ترین سرداران بلوچ که با انگلیسی‌ها جنگیدند سردار جمعه خان اسماعیل زهی، سردار خلیل خان گمشادزهی در منطقه گشت و سردار جنیدخان یار احمد زهی بودند. جنگ‌های این سرداران بلوچ با قوای انگلیس منجر به کشته شدن بسیاری از نیروهای انگلیسی شد در نبردی که بین نیروهای جمعه خان با انگلیس در شمال زاهدان کنونی روی داد بیش از ۷۰ انگلیسی کشته شدند. در نبرد دره نالک در نزدیکی روستای سنگان نیز بیش از ۳۳۰ انگلیسی به قتل رسیدند.

شاهنشاهی پهلوی

هنگام به حکومت رسیدن رضاخان، قوای دولتی حکومت وقت به فرماندهی امان‌الله جهانبانی در سال ۱۳۰۷ به بلوچستان اعزام و لشکر کشی می‌کنند و پس از درگیری با دوست محمدخان (حاکم وقت بلوچستان) و نیروهایش موفق می‌شوند آنها را شکست دهند. پس از آن، بلوچستان زیر نظر حکومت مرکزی ایران اداره می‌شود و حکومتِ سرداران و خوانین بومی، به پایان می‌رسد. امان‌الله جهانبانی خاطرات خود را در این مورد در کتاب‌هایی با عنوان عملیات قشون در بلوچستانُ و در کتابی دیگربه نام سرگذشت بلوچستان و مرزهای آن منتشر کرده‌است.

جمهوری اسلامی

در شهریور ۱۳۹۲، حلیمه عالی، نمایندهٔ زابل در مجلس ایران دربارهٔ افزایش یافتن مهاجرت از استان سیستان و بلوچستان به دلیل خشک‌سالی، هشدار داد و از دولت جمهوری اسلامی ایران درخواست کرد که به زنده‌کردن دریاچه هامون بپردازد. تالاب بین‌المللی هامون در این دوران، خشک شده بود و طوفان شن و گرد و غبار تشدید شد.

گزارشی در بهمن ۱۳۹۲ در بی‌بی‌سی فارسی، نوشت «سیستان و بلوچستان سرزمین پهناور و نسبتا فراموش شده‌ای است که همواره در صدر جدول شاخص‌های توسعه‌نیافتگی و محرومیت‌ها پدیدار می‌شود، یا کشتارهای مقطعی گروهای خشونتگرا نظر را بسوی آن جلب می‌کند». تا این سال، برپایهٔ واپسین بررسی مرکز آمار ایران، نرخ مشارکت اقتصادی در استان سیستان و بلوچستان، کمترین در سطح ایران بوده‌است. یک سال پیش از این، وجود داشتن منابع بزرگ انرژی در سواحل دریای بلوچستان، تأیید شده بود. در این گزارش گفته شد که اندک طرح‌های عمرانی و صنعتی این استان، پیشرفت فیزیکی بیشتر از چهل درصد تجربه نکرده‌اند و به‌طور معمول بیشتر آنان به جز پروژه‌های نظامی یا امنیتی، نیمه‌کاره رها می‌شده‌اند. حتی در تاریخ نوشتن این گزارش، بلوچستان تنها استان ایران بوده‌است که گاز شهری نداشته‌است. گزارش مربوطه در این سال، ۱۳۹۲، می‌گفت که بسیاری از کشاورزان استان، با مشکل تأمین گذران زندگی و ارتزاق روبرو شده بودند. در ادامه، اعلام شد که فقر در پیرامون شهرها و به ویژه منطقه‌های روستایی در بلوچستان «بیداد می‌کند». این گزارش همچنین دولت جمهوری اسلامی ایران را به تبعیض متهم می‌کرد. این گزارش ادامه داد که در این دوره، بر پایه واپسین پژوهش وزارت بهداشت ایران، تهران و گیلان بالاترین و سیستان و بلوچستان دارای پایین‌ترین سن امید به زندگی در این کشور بوده‌اند.

در سال ۱۳۹۷، گزارشی در رادیو فردا فقر گسترده در این استان را به عنوان یکی از محرکه‌های پیوستن قشرهای ضعیف جامعه به «بسیج عشایری» دانست و نوشت «تبعیض و فقر دامنه‌دار در منطقه بلوچستان دو علت ریشه‌ای مشکلاتی هستند که عواقب امنیتی فراوانی را به وجود آورده‌اند». اما پیش از این، در فروردین ۱۳۹۳، استاندار سیستان و بلوچستان گفت: «هیچ تبعیضی بین زن و مرد و اقوام و مذاهب استان سیستان و بلوچستان وجود ندارد و فقط شایسته‌سالاری مدنظر است».

اعتراضات ۱۳۹۹ سیستان و بلوچستان رخداد قابل توجه دیگر در این دوره است. این اعتراضات از روز ۴ اسفند در جنوب شرق ایران، آغاز شد و در شهرهای دیگری همچون سراوان، ایران‌شهر، قلعه بید، شورو، زاهدان، سرجنگل، خاش و میرجاوه گسترش پیدا کرد. در سال ۱۳۹۹ کشتن سوخت‌بران و افراد معترض در سیستان و بلوچستان توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی رخ داد که در نمونه‌ای توسط آمریکا، محکوم شد. صدای آمریکا نیز در سه‌شنبه ۵ اسفند همین سال، بر پایهٔ ویدئوهای فرستاده‌شده و روایت‌های پخش‌شده در شبکه‌های اجتماعی گزارش کرد که جمعی از شهروندان سراوان به دنبال آنچه که «کشته شدن چندین سوخت‌بر توسط شلیک مستقیم ماموران سپاه پاسداران گزارش شده‌است، در مقابل ساختمان فرمانداری این شهرستان تجمع کردند».

خبرگزاری تسنیم در تیر ۱۴۰۰ گزارشی منتشر کرد که می‌گفت سیستان و بلوچستان در پایین جدول شمار و شاخص تخت‌های بیمارستانی است و «دولتی‌ها وضعیت فاجعه‌بار را عادی جلوه می‌دهند».

جمعیت‌شناسی

مردم استان سیستان و بلوچستان از قومیت‌های سیستانی و بلوچ می‌باشندِ. سیستانی‌ها به زبان فارسی با لهجه سیستانی حرف می‌زنند و عموماً پیرو دین اسلام و مذهب تشیع می‌باشند و بلوچ‌ها به زبان بلوچی صحبت می‌کنند و پیرو اسلام و مذهب تسنن می‌باشند هرچند اقلیتی از بلوچ‌های شیعه نیز وجودارند.
سیستان شامل زابل و هامون و هیرمند و نیمروز و زهک است که البته بخش بزرگ سیستان قدیم در افغانستان بوده که هم‌اکنون جز خاک افغانستان می‌باشد. شهرستان‌های زاهدان، خاش و میرجاوه نیز جزو مناطق سرحد امروزی می‌باشند و مکران دربرگیرنده بقیه شهرها ازسراوان ایرانشهر تا چابهار می‌باشد، البته بخش بزرگی از سیستان و بلوچستان بر اساس قرارداد گلدسمید از ایران جدا شد و تا مدت‌ها به نام بلوچستان انگلیس شناخته می‌شد، اما اکنون به عنوان ایالت بلوچستان بخشی از پاکستان است.

نظرسنجی سال ۱۳۸۹

طی پژوهشی که به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۱۳۸۹ انجام شد و براساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونه‌گیری شد در این استان به قرار زیر بود:

زبان

زبان بلوچی

زبان بلوچی از زبان‌های ایرانی شمال‌باختری است و با زبان‌های تاتی، کردی، گیلکی و تالشی نزدیکی زیادی دارد. بلوچی بیشتر رابطه نزدیکی با زبان پارتی تا زبان پارسی میانه دارد برای همین به نظر می‌رسد گویشوران این زبان در گذشتهٔ دور از نواحی شمالیِ ایران امروزی به بلوچستان کنونی کوچیده باشند. سخنگویان بلوچی احتمالاً نخست در حاشیه دریای خزر می‌زیستند و در حدود قرن چهارم هجری به مناطقی که اکنون هستند مهاجرت کرده‌اند.

بسیاری از کلمات آن از واژه‌های پارسی باستان است و نحوه اتصال آن و بیان آن با زبان فارسی امروزه فرق دارد. زبان شناسان آن را در رده زبان‌های پارتی در ایران باستان (پهلوی) قرار می‌دهند که خویشاوندی نزدیکی به کردی، گیلکی و تاتی دارد.

پژوهشگران با مطالعه زبان بلوچی و لهجه‌های آن چندین تقسیم‌بندی ارائه کرده‌اند. ویلهلم گایگر زبان بلوچی را به دو لهجه اصلی تقسیم کرده و بلوچی شمالی (سرحدی) و بلوچی جنوبی (مکرانی) نامید. وی همچنین بلوچی جنوبی را به گروه‌های شرقی و غربی و بلوچی شمالی را به گروه‌های شمالی و جنوبی تقسیم کرد. گیگر برای نشان دادن تفاوت لغوی لهجه‌ها به این واقعیت اشاره می‌کند که بلوچی جنوبی به میزان بالایی از زبان‌های هندی همسایه لغت اقتباس می‌کند در حالیکه بلوچی شمالی بیشتر دارای لغات اقتباس شده با ریشه فارسی می‌باشد. (ترجمه و نقل از جهانی (۸۹))

یکی دیگر از محققان لهجه‌های بلوچی «سر جرج گریرسون» می‌باشد. او لهجه‌های بلوچی را به شرقی و غربی تقسیم کرد. وی معتقد بود که بلوچی غربی در محدوده حکومتی بریتانیا دارای سه لهجه می‌باشد و آنها را بر اساس منطقه عمده‌ای که در آن صحبت می‌شوند، لهجه کراچی karلči، کیچی kیči و پنجگوری panjguri نامید.

جوزف الفنبین در کتاب «زبان بلوچی، لهجه‌شناسی با متن» زبان بلوچی را به شش لهجه تقسیم می‌کند که عبارتند از: لهجه‌های تپه‌های شرقی، لهجه رخشان، پنجگوری، لهجه سراوان، لهجه کیچی، لهجه لتونی (لاشاری) و لهجه‌های ساحلی.

گویش سیستانی

گویش سیستانی یکی از گویش‌های مهم زبان فارسی است که مردم سیستان بدان تکلم می‌کنند. این گویش هم‌اکنون به صورت عمده در منطقه زاهدان، زهک، هیرمند، نیمروز، زابل ایران، نیمروز و فراه، زابل، قندهار، هرات، افغانستان، و دشت گرگان. خراسان جنوبی و خراسان رضوی جاری می‌باشد.

این گویش از یک سو بیشترین خویشاوندی واژگانی و دستوری را با گویش موجود و گذشته خراسانی و فراتر از آن با لهجه‌های مرده ماوراءالنهری و تاجیکی کنونی دارد و از سوی دیگر واژه‌های مشترک بسیار با بلوچی دارد.

گویش سیستانی از گویش‌های وابسته به زبان‌های ایرانی غربی و از شاخه جنوبی آن است که به گروه زبان‌های هندوایرانی تعلق دارند.محمد معین در مقدمه کتاب برهان قاطع، گویش‌های سگزی و زاولی را زیرمجموعه زبان‌های ایرانی قید کرده‌است.

آموزش

نرخ باسوادی در سیستان و بلوچستان ۷۹ درصد می‌باشد که ۷ درصد پایینتر از میانگین کشوریست. در سال ۹۴، ۲۰۰ هزار کودک و نوجوان در استان سیستان و بلوچستان از تحصیل بازمانده‌اند و تنها ۵۰ درصد ورودی‌های مدارس در کسب مدرک دیپلم موفق می‌شوند، همچنین بیش از نود درصد کلاس‌های مدرسه‌ها غیراستاندارد می‌باشد استان برای رسیدن به سطح آموزشی مناسب به ۸۰۰ هزار متر مربع فضای آموزشی و ۸ هزار نیروی انسانی بیشتر نیازمند است.

بر پایهٔ گزارشی در فوریهٔ ۲۰۲۱، دانش‌آموزان در استان سیستان و بلوچستان، پیوسته با کمبود کلاس و تخته‌سیاه روبرو هستند و کلاس‌های آنان نیز بیشتر نیز در کپر و چادر ایجاد می‌شود؛ پس از گسترش بیماری کرونا در ایران با نداشتن دسترسی به سیستم ارتباطی و اینترنتی برای آموزش اینترنتی روبرو گردیدند. گزارش‌هایی از نبود سیستم برق‌رسانی (که با آموزش مجازی مرتبط است) در بسیاری از منطقه‌های روستایی این استان، منتشر شده‌است. در همین تاریخ همچنین اعلام شد که بیش از نیمی از دانش‌آموزان در این استان، از شبکه شاد برای گرفتن آموزش آنلاین محروم مانده‌اند.

در سال ۱۳۹۸، اقتصاد آنلاین از «آمار تکان‌دهندهٔ محرومیت تحصیلی در سیستان‌وبلوچستان» و «نبود امکانات اولیه برای تحصیل در مدارس این استان» نوشت.

بهداشت و درمان

کمبودهای بهداشت و درمان در این استان، بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته‌است؛ در تیر ۱۴۰۰ استاندار سیستان و بلوچستان گفت که با «کمترین امکانات در حال مقابله با موج جدید کرونا هستیم» و اعلام کرد که ۱۰ شهر این استان، بیمارستان ندارند. اسماعیل حسین‌زهی، نماینده مجلس، گفت که «اوضاع سیستان و بلوچستان از مرز فاجعه رد شده» و از وضعیت خدمات درمانی در این استان به شدت انتقاد کرد. دیگران نیز از عدم رسیدگی به بحران ویروس کرونا در این استان گفتند و معین‌الدین سعیدی نیز اعلام کرد که «محدوده سواحل مکران یعنی شهرهای چابهار، کنارک، نیکشهر و قصرقند حتی یک بخش عفونی ندارد… برخورد مسئولان وزارت بهداشت، ما را متأُسف کرده» و ادامه داد «مسئولان به جای پاسخگویی، مدعی هستند». پیشتر در ۴ خرداد ۱۴۰۰، گسترش سرخک نیز در سیستان و بلوچستان گزارش شده بود.

بر پایه خبری در تیر ۱۳۹۸، این استان نتوانسته‌است در شاخص شمار تخت به جمعیت، حتی به متوسط کشوری ایران برسد.

وضعیت زنان

چند همسری مردان در این استان مورد توجه بوده‌است و گزارشی داخلی در سال ۱۳۹۸ می‌گفت: «استان سیستان و بلوچستان در زمینهٔ چندهمسری سردمدار است، به طوری که نزدیک ۱۵ درصد زنان سیستان و بلوچستانی، همسران‌شان بیشتر از یک زن دارند». دو سال پیش از این، گزارشی دیگر می‌گفت که «وضعیت زنان در استان سیستان و بلوچستان از چند جنبه در ایران رکورددار است؛ از نظر تعداد زنانی که هوو دارند، قبل از ۱۸ سالگی زایمان می‌کنند، در هفته حتی یک بار هم به هیچ رسانه‌ای دسترسی ندارند، فاقد آگاهی صحیح دربارهٔ چگونگی پیشگیری از ایدز هستند، بالاترین نرخ بی‌سوادی دختران و زنان بالای شش سال ایران در میان آنها دیده می‌شود و استفاده از انواع وسایل پیشگیری از بارداری در میان آنها در پائین‌ترین سطح قرار دارد».

جغرافیا

استان سیستان و بلوچستان با وسعتی حدود ۱۸۰٬۷۲۶ کیلومتر مربع، پس از استان کرمان دومین استان پهناور ایران می‌باشد، که با قرار گرفتن در بین ۲۵ درجه و ۳ دقیقه تا ۳۱ درجه و ۲۷ دقیقه عرض شمالی از خط استوا و ۵۸ درجه و ۵۰ دقیقه تا ۶۳ درجه و ۲۱ دقیقه طول شرقی از نصف‌النهار گرینویچ، از نظر جمعیتی از کم‌تراکم‌ترین استان‌های ایران است.

استان سیستان و بلوچستان از شمال به استان خراسان جنوبی و کشور افغانستان، از شرق به کشورهای پاکستان و افغانستان، از جنوب به دریای عمان و از مغرب به استان‌های کرمان و هرمزگان محدود می‌شود. سیستان و بلوچستان ۱۱۰۰ کیلومتر مرز با کشورهای پاکستان و افغانستان و ۳۰۰ کیلومتر مرز آبی با دریای عمان دارد و تنها استان ایران است که با پاکستان مرز مشترک دارد و همچنین به دلیل قرار گرفتن در موقعیت راهبردی و ترانزیتی از اهمیت فراوانی برخوردار است

شمال استان، برآمده از آبرفت‌های رودخانه هیرمند، که بزرگ‌ترین دریاچه آب شیرین جهان در مواقع پرآبی را در خویش جای داده‌است. کوه خواجه تنها پشتهٔ بلندی می‌باشد که در شمال استان خود نمایی نموده و نزد اهالی از قداستی خاص برخوردار است. دشت سیستان که در گروه اقلیم بیابانی میانه قرار دارد، بارشی کمتر از ۶۵ میلی‌متر را در سال دریافت می‌کند و میزان تبخیر در آن به بیش از ۵۰۰۰ میلی‌متر می‌رسد. این شرایط در مجموع باعث خشکی فیزیکی شدید محیط بوده و در سال‌هایی که میزان ورودی آب رودخانه هیرمند کاهش می‌یابد، خشکسالی‌های مخرب توسعه پیدا می‌کند. شریان حیاتی منطقه یعنی هیرمند نوسانات سالیانه قابل ملاحظه‌ای را نشان می‌دهد. وزش بادهای صد و بیست روزه که از اواخر بهار تا پایان تابستان می‌وزد در تشدید خشکی محیط مؤثر است.

بلوچستان دارای وسعت زیاد و آب و هوای متنوع و در برخی از مناطق دارای طبیعتی کوهستانی می‌باشد. مناطق جنوبی بلوچستان (مکران) با توجه به مجاورت با دریای عمان و بهره‌گیری از بادهای موسمی اقلیم متفاوتی دارند. بالا بودن میانگین دما و پایین بودن نوسانات آن از مشخصه‌های اساسی اقلیم منطقه است. با توجه به پایین بودن بارش و عدم وجود منابع برفی کوهستانی اکثر جریانات رودخانه‌ای، موقتی و فصلی بوده و در بخش وسیعی از بلوچستان منابع محدود آب‌های زیر زمینی تنها منبع تأمین آب به‌شمار می‌آیند. وجود مخروط آتشفشانی تفتان با ۳۹۴۱ متر ارتفاع در شمال بلوچستان مرکزی، شرایط اقلیمی متنوع و جالبی را فراهم آورده‌است. با توجه به دوره آماری ۱۳۷۵–۱۳۵۹ میانگین بارش سالیانه استان ۱۳۹/۸ میلی‌متر و میانگین دمای سالیانه ۲۲/۶ درجه سانتی گراد، می‌باشد.

آب و هوا

استان سیستان و بلوچستان از لحاظ طبقه‌بندی اقلیمی درناحیه اقلیمی بیابانی و خشک می‌باشد.

در یک تقسیم‌بندی کلی می‌توان گفت مناطق ایرانشهر، زابل و باهوکلات، آب و هوای بیابانی و مناطق زاهدان، خاش، سراوان و چابهار، آب و هوای نیمه بیابانی و ناحیه کوهستانی بم پشت در جنوب سراوان و امتداد آن به طرف مشرق تا کوه‌های بشاگرد، آب و هوای نیمه بیابانی معتدل دارند. اقلیم مشرق ارتفاعات و فلاتهای مرتفع و کم وسعت میان آن، نیمه بیابانی با زمستانهای سرد است.

میزان نزولات در مناطق مختلف معمولاً بین ۱۳۰–۷۰ میلی‌متر می‌باشد. در سال بارندگی گاه موجب ایجاد سیل و خسارت شدید می‌گردد ولی در صورت مهار سیلابها امکان توسعه کشت افزایش می‌یابد.

در تابستان حداکثر حرارت شهرستان‌های ایرانشهر و زابل به ۵۰ درجه سانتیگراد می‌رسد. شهرستان‌های دیگر حرارت پائینتری دارند. حداقل درجه حرارت زمستان در زاهدان و خاش معمولاً ۸–۷ درجه سانتیگراد زیر صفر و هر چند سال یکبار تا ۱۸- درجه سانتیگراد نیز نزول می‌کند. زاهدان سردترین و ایرانشهر گرمترین شهرهای استان است. در نواحی جنوبی و ساحلی استان یعنی تا شعاع حدود ۱۵۰ کیلومتری از ساحل دریا در زمستان درجه حرارت شب و روز بین ۲۵–۱۰ در جه سانتیگراد متغیر بوده و این ویژگی همراه با رطوبت نسبی ۹۵–۵۰ درصد در طول سال استعداد فراوان تولید محصولات گرمسیری و سبزیجات غیر فصل را فراهم نموده‌است. همچنین این نوسانات رطوبت و وجود بادهای موسمی همچون بادهای معروف به صد و بیست روزه و باد هفتم یا گاوکش و ریزش جوی و اختلاف دما در ۲۴ ساعت به استثنای نواحی معتدل سواحل دریای عمان شرایط خاص اقلیمی، پوشش گیاهی و جانوری مناظر بدیعی را به وجود آورده‌است.[۱]

زمین‌شناسی

زیرپهنه مکران

زیرپهنه مکران شامل کوه‌های خاوری - باختری است که از جنوب گودال جازموریان تا ساحل دریای عمان را زیرپوشش دارد. در زیر پهنه مکران – همانند زیر پهنه زاهدان – خاش – سراوان، پی سنگ ناحیه از نوع پوسته‌های اقیانوسی است که با توالی ضخیمی از رسوبات شبه فلیشی کرتاسه بالائی- الیگوسن و ردیفهای مولاسی میوسن- پلیوسن پوشیده شده‌است. در یک راستای شمال به جنوب سن سنگ‌ها کاهش می‌یابد. در حاشیه شمالی مکران مجموعه‌های افیولیتی کرتاسه بالو در حاشیه دریای عمان ردیف‌های سست و کم سیمان مولاس پلیوسن و پادگانه‌های دریایی کواترنر قرار دارند. با توجه به پراکنش واحدهای سنگی چنین به‌نظر می‌رسد که از زمان کرتاسه به بعد- به لحاظ گوناگون- دریا به سمت جنوب عقب نشسته و رسوب‌های جوانتری از خود برجای گذاشته‌است. از نگاه ساختاری زیر پهنه مکران مجموعه‌ای از منشورهای فزاینده است که در شکل‌گیری آن فرورانش پوسته اقیانوسی عمان به سمت شمال (زیرمکران) نقش اساسی داشته‌است. به همین لحاظ ساختارها روند خاوری- باختری دارند و به‌طور عموم محدود به گسل‌های راندگی طولی با شیب به سمت شمال - شمال خاور هستند. پدیده فرو رانش عمان به زیرمکران هنوز پایا است به همین دلیل ویژگی‌های زمین‌شناسی مکران بسیار شاخص بوده و مورد توجه دانشمندان و پژوهشگران دانش زمین‌شناسی است.

زیرپهنه جازموریان

یک فرونشست تکتونیکی است که در جنوب آتشفشان بزمان و شمال کوه‌های بشاگرد و همچنین ارتفاعات خاور ایرانشهر حاوی رسوب‌های سیلتی- رسی که بر این فرونشست تخلیه می‌شوند. به همین رو بخش بیشتر فرونشست جازموریان با نهشته‌های آبرفتی جوان پوشیده شده‌اند. در حاشیه جنوبی از نوع برخان است.

از نگاه زمین‌شناسی، در گذشته جازموریان حاشیه جنوبی بلوک صحرائی لوت تصور می‌شد ولی بررسی‌های ژئوفیزیک هوائی نشانگر آن است که در این ناحیه پی سنگ از نوع پوسته اقیانوسی است و لذا به نظر می‌رسد که فرونشست جازموریان به واقع گودال پیش کمانی منشورهای فزاینده مکران است. چنین فرونشست‌هایی در بسیاری از زون‌های فرورانش دنیا وجود دارد که گاه دارای ذخایر هیدروکربور در خور توجه‌اند.

محیط زیست

گونه‌های جانوری

وجود مناطق بکر و گونه‌های کمیاب و منحصر به فرد در این استان، نظر جانورشناسان و علاقه‌مندان به طبیعت را به خود جلب کرده‌است. صدها گونه جانوری شامل ۳۴۰ گونه پرنده، ۶۴ گونه پستاندار و حدود ۱۱۰ گونه خزنده و دوزیست به همراه صدها گونه ماهیان آب شیرین و شور در این استان گزارش و شناسایی شده‌است. در حال حاضر گونه‌های جانوری از قبیل خرس سیاه آسیایی (به بلوچی مم)، پلنگ ایرانی، گربه شنی، سنجاب بلوچی، قوچ و میش، کل و بز و جبیر به همراه پستانداران دریایی و پرندگانی همچون عقاب، شاهین‌ها، هوبره، پلیکان خاکستری، زاغ بور و خزندگانی چون تمساح پوزه کوتاه ایرانی (به بلوچی گاندو)، لاک‌پشت‌های خشکزی و آبزی به همراه بزمجه بنگال از جانوران بومی این استان هستند.[۲]

مناطق حفاظت‌شده

زیستگاه‌های گونه‌های جانوری و گیاهی استان در قالب ۱۱ منطقه حفاظت شده توسط محیط بانان محافظت دائم می‌شود و بیش از یک میلیون و ۳۴۴ هزار و ۳۷۵ هکتار معادل ۷۳ درصد از کل مساحت سیستان و بلوچستان منطقه حفاظت شده‌است. به منظور حفاظت از گونه‌های زیستی جانوری و گیاهی سیستان و بلوچستان طرح مناطق چهارگانه حفاظت شده زیر نظر اداره کل حفاظت محیط زیست استان به اجرا درآمده‌است. مناطق چهارگانه حفاظت شده استان شامل پناهگاه‌های حیات وحش با وسعت بیش از ۷۵۸ هزار هکتار، مناطق حفاظت شده جنگلی با وسعت ۱۲۶ هزار و ۳۶۵ هکتار، مناطق شکار ممنوع با وسعت نزدیک به ۴۶۰ هزار هکتار و آثار طبیعی ملی با وسعت ۱۰ هکتار می‌شود.

مناطق حفاظت شده گاندو، جنگلی شیله، جنگلی بیرک و جنگلی پوزک، مناطق شکار ممنوع بزمان، بلبل آب نصرت آباد، مک سرخ و پزم، پناهگاه حیات وحش هامون، آثار طبیعی و ملی تفتان و پیرگل خاش ۱۱ منطقه حفاظت شده استان را تشکیل می‌دهد. تمساح پوزه کوتاه، سنجاب بلوچی، خرس سیاه، بز، قوچ، میش، جبیر، آهو و گربه جنگلی از شاخص‌ترین گونه‌های پستانداران و جیرفتی، دراج، زاغ بور، گیلانشاه خالدار، پلیکان خاکستری، بحری، بالابان، هما، عقاب طلایی و عقاب ماهیگیر از مهم‌ترین گونه‌های پرندگان شناسایی شده در مناطق حفاظت شده سیستان و بلوچستان هستند.

تمساح پوزه کوتاه (به بلوچی گاندو) نیز در محدوده جنوب بلوچستان و رودخانه سرباز و همچنین در کشور هند یافت می‌شود. همچنین بر اساس شواهد به دست آمده، یکی از زیستگاه‌های پلنگ ایرانی در ارتفاعات منطقه حفاظت شده بیرک در اطرف شهرستان سراوان است که توسط کارشناسان محیط زیست تصویربرداری شد.

منابع طبیعی

بزرگی استان و گوناگونی آب و هوایی، باعث بروز تنوع در پوشش گیاهی و غنای منابع طبیعی تجدید شونده گردیده‌است. جنگل‌های حرا در گواتر بلوچستان، انجیر معابد از گونه‌های گیاهی این استان هستند. حدود ۵۵ درصد از کل مساحت استان معادل ۱۰٬۲۵۰٬۰۰۰ هکتار را مراتع دربرگرفته‌است که ۳۰۰ هزار هکتار مراتع خوب، ۷۵۰ هزار هکتار مراتع متوسط و ۲/۹ میلیون هکتار مراتع فقیر و خیلی فقیر می‌باشد. در استان بیش از ۱۲۰۰ گونه گیاهی که حدود ۷۰ گونه آن دارای ارزش دارویی و صنعتی می‌باشد شناخته شده‌است. از جمله می‌توان گونه‌های کهور، کنار، بنه، بادام، جش و گز روغن را نام برد. مساحت جنگل‌های استان که بیشتر نیمه متراکم و کم‌تراکم هستند، نزدیک به یک میلیون هکتار می‌باشد. همچنین نزدیک ۳/۶ میلیون هکتار را بیابان و شن‌زار دربر گرفته‌است.

سیستان و بلوچستان، «رنگین‌کمان معادن کشور» دانسته شده‌است. در بهمن ۱۳۹۹ از ساخت کارخانه‌های فرآوری طلا در بزمان، میرجاوه و تفتان خبر داده شد.

طلا، مس، آنتیموان، منگنز، تیتانیوم و ده‌ها گونهٔ دیگر از جمله کرومیت، آهن، تالک، منیزیت، گل‌سفید، آنتیموان، فلدسپات خاک صنعتی، نیکل، کائولن، سیلیس و سنگ‌های ساختمانی به ویژه گرانیت، این استان را از دید منابع طبیعی، توانمند می‌سازند. در سال ۱۳۹۹ اعلام شد که ذخیره مواد معدنی کشفی در این زمان در سیستان و بلوچستان، یک هزار و ۱۲۶ میلیون تن بوده‌است که ۷۶۳ میلیون تن از آن در حال بهره‌برداری و ۳۶۳ میلیون تن، تنها شناسایی شده بود که آنان نیز دارای امکان بهره‌برداری بوده‌اند. همچنین اعلام شد که کشف معدن‌های جدید نیز با توجه به ظرفیت استان، همواره ادامه دارد. جای‌گیری سیستان و بلوچستان در کمربند فلزایی و معدنی کره زمین که از یوگسلاوی تا پاکستان ادامه می‌یابد و داشتن معادن به نسبت غنی گشوده و ناگشودهٔ فلزی و سهم داشتن بالای این استان از برخورداری از چنین معدن‌هایی، به‌عنوان توانایی‌های استان شناخته می‌شوند.

تقسیمات کشوری

استان سیستان و بلوچستان از ۲۶ شهرستان، ۶۶ بخش و ۵۴ شهر ساخته شده‌است:

فرهنگ و هنر

موسیقی

سازهای بومی این استان عبارتند از دونلی و قیچک و دهل و سوروز و تمبورگ و بنجو است.

موسیقی قسمتی جدایی‌ناپذیر از زندگی مردم بلوچ بوده‌است و در طول سال‌ها، بلوچستان و هند اثرگیری‌های دوسویهٔ فرهنگی را دارا بودند. موسیقی سرحد زمین به‌ویژه در شیوهٔ اجرای سرنا و دهل و تکنیک، دارای هموندی با منطقهٔ سیستان هستند؛ اگرچه موسیقی جنوب بلوچستان یا مکران، از شمال آن گوناگونی بیشتری دارد. موسیقی سیستان و بلوچستان دارای گونه‌هایی بوده‌است که هر یک وابسته به بخشی از زندگی مردم بودند؛ همانند سَوت، لیلو، لارو ششگانی، شپتاگی، سِپَت، وَزبَت، لارو، هالو، نازنیک، زهیروک، لیکو، کردی، موتک، گواتی، اَمبا، دمال و مالِه و شَئز. این‌ها، وابسته به موردهایی چون عروسی، تولد نوزاد، داستان‌های حماسی و عشقی، تاریخی و اجتماعی، اندوه و سرخوشی، عرفان و مذهب و دیگر است که به زبان موسیقی و آواز، به شکل نسل‌به‌نسل به دوران کنونی رسیده‌اند. سازهای موسیقی سیستان و بلوچستان نیز گوناگونی بسیاری دارند و بادی‌ها، کوبه‌ای‌ها و زهی‌ها را در بر می‌گیرند که قیچک (سرود) شبیه کمانچه و زهی آرشه‌ای است، رَباب و تمبورک نیز زهی‌هایی هستند که با پنجه یا زخمه نواخته می‌شوند؛ در ادامه همچنین سرنا، نَل (نی)، شیدی و دونَلی هم سازهایی بادی و سِماء یا دف، دهل بزرگ، دُهلک، دُرُّکُر، و تشتک و کوزه نیز از کوبه‌ای‌های وابسته شمرده می‌شوند. بینجو و هارمونی نیز از دیگر سازهای پرکاربرد بوده‌اند که از راه هند و پاکستان در موسیقی بلوچستان گسترشی یافته‌اند.

در سال ۱۳۹۹، برخی از موسیقی‌دانان سیستان و بلوچستان به ویژه در قیچک‌نوازی از وضعیت نامطلوب اقتصادی گفتند و اعلام شد که نداشتن بیمه تأمین اجتماعی و حقوق ثابت از مهمترین مشکلات هنرمندان موسیقی سیستان و بلوچستان در این دوره بوده‌است.

آشپزی

خوراک‌های سنتی سیستان و بلوچستان در باورها و طبیعت، ریشه دارد. خورش‌های سیستانی شامل کشک زابلی، اوجیزک (همانند اشکنه) و آبگوشت می‌شوند. همچنین لندو: ترکیبی از خرما و گندم و گونه‌ای کلوچه، از آشپزی سیستانی هستند. آشپزی بلوچی این منطقه نیز شامل چنگال و دوغ، تنورچه، تباهگ، دوغ پا، خوراک‌های خرما چون خرمای پاتی، شیرگ و هارگ، نان‌های سِیسِرک، دوتینّی، تیمّوش و پُرانی، ترشی‌هایی چون چتنی و جوشانده‌هایی از سبزیجات می‌شود.

امباگ یکی از بخش‌های قدیمی آشپزی سیستان و بلوچستان است که به عنوان یک میراث سنتی در فهرست میراث فرهنگی ایران نیز ثبت شده‌است.

مد و پوشاک

پوشاک بومی سیستان و بلوچستان با پشتوانه‌ای تاریخی، به‌عنوان یکی از نمادهای پوشاک اصیل ایرانی به‌شمار می‌رود که بهره‌گیری از آن، هنوز در دیزاین و رنگ‌های گوناگونی در میان این مردم، گسترش دارد. در دوران کنونی، این پوشاک در تابستان بیشتر سفید هستند و در زمستان نیز به رنگ تیره در می‌آیند. دیزاین پوشاک، رنگ و تزئینات روی آنان، همانند سوزن‌دوزی‌ها، گوناگونی دارد.

ورزش

بر پایهٔ گزارشی در آذر ۱۳۹۸، استان سیستان و بلوچستان که از جمعیت جوانی برخوردار بوده، در این دوران از دسترسی به امکانات ورزشی مناسب محروم مانده‌است. در همین گزارش، شهروندانی از این استان، از نبود امکانات ورزشی و جایی برای سرگرمی گفتند.

اقتصاد

سیستان و بلوچستان کمترین نرخ مشارکت اقتصادی را در بین ۳۱ استان کشور دارد. بر اساس اطلاعات مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۶ این استان دوازدهمین استان بیکار کشور به حساب می‌آید. از لحاظ توسعه کمترین توسعه را در میان استان‌های ایران دارد. زراعت اشکال متعددی دارد و صنعت آبی آن وابسته به رود هیرمند است.
براساس گزارش مؤسسه عالی آموزش و پژوهش ریاست جمهوری، در برخی مناطق روستایی استان سیستان و بلوچستان نرخ فقر بین ۷۵ تا ۹۰ درصد است. طبق این گزارش از ۲۰ منطقه دارای بالاترین نرخ فقر در ایران، ۱۴ منطقه مربوط به مناطق روستایی شهرستان‌های استان سیستان و بلوچستان، ۴ منطقه در استان کرمان، یک منطقه در استان فارس و یک منطقه نیز در استان خراسان جنوبی واقع شده‌است. معادن این استان عبارتند از معادن مس، طلا، کرومیت، منگنز، سنگ مرمر. سنگ آهک و غیره.

به دلیل همسایه بودن سیستان و بلوچستان با پاکستان و افغانستان و همچنین وجود تنها بندر اقیانوسی ایران (چابهار) در آنجا، این استان از ظرفیت بالایی برای پیشرفت برخوردار است.

صنایع

در دهه ۱۳۹۰، کمک نکردن کانون‌های قوی مالی چون بانک‌ها به تولیدکنندگان، مشکلات وابسته به آوردن ماشین و فناوری پیشرفته، دادن تسهیلات به افراد غیرمتخصص، فرار نیروی کار متخصص از استان، فرار سرمایه از استان و کمبود امتیازها و تشویق‌کنندگان سرمایه‌گذاری در این استان، از مهم‌ترین مانع‌های گسترش صنعتی آن هستند.

کشاورزی و دامپروری

سیستان و بلوچستان با گستره‌ای افزون بر هفت میلیون هکتار آب و هوایی متغیر از گرم و خشک تا معتدل سرد و کوهستانی دارد. ۴۰۰ هزار هکتار از زمین‌های استان قابل کشت بوده و آب مورد نیاز نیز از منابع آبی شامل چاه‌ها، قنات‌ها، چشمه‌ها و رودخانه‌هایی از جمله هیرمند تأمین می‌شود.

۳۰۰ کیلومتر نوار ساحلی دریای عمان و راه‌یابی به آب‌های آزاد، دریاچه هامون سیستان و چاه نیمه‌های سیستان از ظرفیت‌های آبی این استان هستند.

این استان چهار کارخانه تولید شیر پاستوریزه و فراورده‌های لبنی، ۳۴ مرکز جمع‌آوری شیر روستایی و دو مجتمع بزرگ پرورش گاو شیری با ظرفیت ۱۲ هزار راس گاو دارد. تولید انواع خرما در این استان سالانه ۱۶۷ هزار تن است که ارزش اقتصادی آن ۲۱۸ میلیارد ریال می‌باشد.

بزرگ‌ترین پایگاه تولید نهال میوه‌های گرمسیری جنوب شرق ایران نیز در استان سیستان و بلوچستان قرار دارد که با تأمین نیاز داخلی استان به ۹ استان دیگر کشور نیز نهال صادر می‌شود. «خرما، موز، مرکبات، انبه، پاپایا، گوآوا، چیکو، پسته و انگور یاقوتی» از جمله میوه‌های گرمسیری و نیمه گرمسیری سیستان و بلوچستان است. گونه‌های جانوران اهلی شاخص استان، گاو سیستانی، گاو دشتیاری، مرغ خزک، مرغ دشتیاری، گوسفند و شتر، بز تالی و بی تال، گاومیش هستند.

سیستان و بلوچستان به واسطه اقلیم گرم و خشک خود مکان مناسبی برای پرورش شتر است به طوری که بیشترین نفرات شتر در ایران، در سیستان و بلوچستان یافت می‌شوند.

صنایع دستی

بر پایهٔ گزارشی در فروردین ۱۳۹۶، صنایع دستی در استان سیستان و بلوچستان دارای جایگاه ویژه‌ای در میان مردم و به ویژه قوم‌ها و عشایر آن است. چرا که پس از کشاورزی و دامداری، این بخش سومین منبع درآمد مردم این منطقه در این دوران به‌شمار می‌رفته‌است. سفال کلپورگان با پیشینه ساخت ۷۰۰۰ ساله، سوزن‌دوزی با نقش‌هایی الگوگرفته از طبیعت استان، قالی‌بافی، گلیم‌بافی، حصیردوزی، چادربافی، پرده‌بافی، جوال‌بافی، نمدمالی، سکه‌دوزی، آیینه‌دوزی، پریواردوزی، خامه‌دوزی و سیاه‌دوزی را به عنوان مهم‌ترین صنایع دستی و از ره‌آوردهای سیستان و بلوچستان نام برده‌اند.

در خرداد ۱۳۹۴ اعلام شد که سفال کلپورگان، خامه‌دوزی سیستان و سوزن‌دوزی بلوچستان، نشان یونسکو گرفته‌اند و در این تاریخ، ۱۱ فروشگاه صنایع دستی در این استان فعال بوده‌است.

گردشگری و جاهای دیدنی

گردشگری این استان با آثار باستانی ایران و آثار تاریخی بیش از شش هزار ساله‌اش نمود پیدا می‌کند و در بخش جغرافیایی نیز ساحل‌ها، قله‌های بلند و باغ‌های میوه‌های گرمسیری و نیمه‌گرمسیری‌اش گردشگران را جذب می‌کنند؛ بازارهای سنتی و کوه‌های مینیاتوری نیز دیگر جاهای دیدنی سیستان و بلوچستان هستند.

ترابری

جاده‌ها و ترابری همگانی

بر پایهٔ گزارشی در خرداد ۱۴۰۰، آمارهای رسمی می‌گویند که به دلیل رخداد حادثه‌های جاده‌ای و مرگ سرنشین‌های خودروها، محورهای ارتباطی استان سیستان و بلوچستان در این زمان، از غیر امن‌ترین جاده‌های ایران بوده‌اند. در فروردین همین سال، رئیس دانشگاه علوم پزشکی زاهدان از رخ دادن تصادف‌های مرگ‌بار در محورهای این استان، به شدت انتقاد کرده بود.

هوایی

۶ شهرستان سیستان و بلوچستان، شامل زاهدان، زابل، ایرانشهر، سراوان و چابهار باند فرودگاهی دارند. پروازهای درون‌مرزی فرودگاه بین‌المللی زاهدان هفتگی و روزانه هستند که شامل پروازهایی مستقیم به تهران، مشهد، اصفهان، شیراز، چابهار، کرمان و گرگان می‌شوند. این فرودگاه به چند کشور نیز پرواز خارجی دارد.

راه‌آهن

ایستگاه راه‌آهن زاهدان مهم‌ترین ایستگاه استان است.

آثار دربارهٔ سیستان و بلوچستان

منابع

خواندن بیشتر

  • جغرافیایی تاریخی سیستان: سفر با سفرنامه‌ها، حسن احمدی کرویق، ۱۳۷۸
  • فهرست آثار درباره سیستان و بلوچستان

پیوند به بیرون

  • درگاه استان سیستان و بلوچستان
  • گاه‌شمار ناامنی در سیستان و بلوچستان بایگانی‌شده در ۲۵ نوامبر ۲۰۱۴ توسط Wayback Machine بی‌بی‌سی فارسی
  • گاهشمار تحولات مهم امنیتی استان سیستان و بلوچستان از شهریور ۱۳۸۴ تا آذر ۱۳۹۲
  • وضعیت سیستان و بلوچستان از آنچه روایت می‌شود بدتر است (بی‌بی‌سی فارسی)